تبليغاتX
کوچولوها
شنبه دهم تیر 1385
پاویون....

پاویون اصولا" اونجائیه که که اینترنها(اونایی که سال آخر پزشکی ان)،توش زندگی! میکنن که شامل چند تا اتاقه که هر اتاق مال اینترنهای یه بخشه(اتاق اینترنهای داخلی،زنان،اطفال و.....).هر کدوم از اتاقها، ۴ تا تخت داره و یه سری کمد که وسایلشونو توش میذارن و روپوشهاشونو اونجا میپوشن.یه آشپزخونه هم داریم که یه جورایی محل تجمع این جماعت با کلاسه.اونجا صبحونه و ناهار و شام میخورن و بحث و غیبت و...... خلاصه همه چی ردیفه. کلا" اگه شما بخواین یه جماعت خفن با کلاس ببینین، میتونین یه سری به آشپزخونه ی پاویون خانومها بزنین. کلا" در هر موردی عمرا اگه حرف کم بیارن. بچه درسخونها و شاگرد اولها که قراره بدون طرح، کنکور تخصص بدن، بحثشون خارج از این مقوله نیست.نمیدونم چه جوریه که حرفاشون تموم نمیشه.از فروردین که اینترن شدیم تا حالا، هر وقت که من تو پاویون دیدمشون داشتن در مورد انواع روشهای بدون طرح کنکور دادن بحث میکردن..... خانمهای محترمی که خیلی با کلاسن اما شاگرد اول نیستن،مدام در مورد روشهای مختلف آرایش مو و قیافه و لباس و مد و مهمونی و تتو و نگین دندون (این یه چیزی بود که من جدیدا" کشف کردم که وجود داره و بسی مایه ی شگفتی و البته چندش!! بود)، صحبت میکنن و خلاصه کلاسهایی واسه ی هم میذارن که آدم از خنده میمیره.یه گروه دیگه از خانمها اونایی هستن که مزدوج شدن.این گروه هم حالا صرفنظر از تداركات خونه و زندگيي كه دارن، بحثهاي بسيار جالبي هم در مورد رام كردن آقايون محترم دارن كه واقعا" بسيار آموزنده اس!! يه گروه يه عده ديگه هم هستن كه انگاري مشكلاتشون با زندگي تمومي نداره.انگار همه ي پرسنل از منشي بخشها گرفته تا رزيدنتها و اساتيد دارن سر اينا كلاه ميذارن و واسشون كار ميتراشن....يه گروه ديگه هم هستن كه از شدت با كلاسي كلا" افتخار نميدن توي اون جمع صحبتي بفرماين.فقط به بقيه گهگاهي يه نيم نگاهي از سر لطف مي اندازن.خلاصه اينكه اون وسط من و دوستام نخاله ي جمع هستيم و مايه ي آبروريزي.حالا بماند كه تو حرفامون شوخي و خنده كه از نظر خانمهاي محترم جزو گناهان كبيره محسوب ميشن،زياد داريم و اين جور چيزا هم به تريپ باكلاسي صدمه ميزنه.كلا" با چنان نظر دلسوزانه اي بهمون نگاه ميكنن كه انگار با بيماران محترم بيمارستان روزبه طرف هستن(روم به ديوار منظورم تيمارستان روزبه بود).حالا ما سه تا كار ميتونيم انجام بديم.يا اينكه بيخيال شيم و كار خودمونو بكنيم.يا اينكه ما هم باكلاس شيم و از اون حرفاي باكلاسي بزنيم(كه البته بهتره اين كارو نكنيم.به تريپمون نميخوره و بدتر مايه ي آبروريزي ميشه!!).يا اينكه كلا" از جمع بزنيم بيرون(كه عمرا" ما ميدونو بديم دست حريف.حالا هر چي هم كه اين حريف قوي باشه).خلاصه اينكه ما بين پيغمبرا جرجيس رو انتخاب كرديم تا ببينيم چند مرده حلاجه...گرچه چشمم آب نميخوره كه بتونه حريف اين باكلاسيها بشه!!

+ نوشته شده در 13:50 توسط ARG.