تبليغاتX
کوچولوها
جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385
من، ارتش، یه دنیا خنده

دوباره سلام... خوب این آبجی خانم ما هم با این پست آخرش تمام روال کار کوچولوها رو زیر سوال برد... اما چی کار می شه کرد در حال حاضر آبجی خانم سواره و ما پیاده... اما در مورد خودم هم بگم بابا این قده غصه منو نخورید (می دونم الان اشک  تو چشماتون حلقه زده... آخی... من چقده خوبم!!!) من تو سربازی هم بهم خوش می گذره به خدا، هر روز این جا کلی سوژه واسه خندیدن پیدا می کنم...

 مثلاً یکی اش همین طرح تخلیه پاسدارخانه ها در هنگام زلزله یا آتش سوزی... (از اونجایی که همتون یا دخترید یا معاف مجبورم بگم که این طرح، برنامه و الویت خروج از پادگان رو در هنگام زلزله مشخص می کنه. متنش هم یه چیزی تو مایه های زیره)

 

هدف از اجزای طرح:

به حداقل رساندن تلفات انسانی(  ) در بلایا و سوانح غیر مترقبه

 

اجرا:

-          خارج نمودن تمثال مبارک مقام معظم رهبری و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران!!!

-          خارج نمودن مجروحین و مصدومین

-          خارج نمودن کلیه ادوات و اسلحه های انبار

-          ...

-          خارج نمودن کلیه پرسنل

 

خلاصه من که اگه زلزله بیاد طبق این طرح باید عکس آقا!!! رو بگیرم زیر بغلم و گور بابای مجروجین!!! هر چی باشه آقام دلش زیر آوار می گیره ولی این سربازا نهایتش بمیرن مگه چی میشه یه ماه دیگه یه عالمه دیگه می یاد جاشون

 

تازه این یه موردشه...  واستید من یه خورده دیگه پاچه خواری فرماندمونو بکنم تا یه مرخصی دیگه بهم بده تا بیام واستون تعریف کنم...

+ نوشته شده در 11:13 توسط MTG.